اسامي نمايندگان طراح طرح نقض مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي

فارس منتشر كرد؛
اسامي نمايندگان طراح طرح نقض مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي

خبرگزاري فارس: بر اساس طرح "حمايت از تاسيس و تقويت موسسات و مراكز آموزش عالي غير دولتي " كه در مجلس بررسي مي‌شود مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي نقض و تغيير اساسنامه بايد با تصويب هيئت موسس دانشگاه صورت گيرد.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، اين مصوبه مجلس در حالي تصويب شد كه بنا به اعلام نظر صريح رهبر معظم انقلاب و بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي "واجب‌الاطاعه " و "در حكم قانون " است كه بايد به آن ترتيب اثر داده شود.

همچنين كارشناسان و اعضاي جنبش دانشجويي وقف دانشگاه آزاد را غيرقانوني و پوششي براي استمرار رياست فعلي اين دانشگاه دانسته و بدين جهت با آن اعلام مخالفت مي‌كنند.

در تبصره 2 از ماده 1 طرح "حمايت از تاسيس و تقويت موسسات و مراكز آموزش عالي غير دولتي " مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي درباره اساسنامه دانشگاه آزاد نقض و تأكيد شده است كه تغيير اساسنامه بايد با "تصويب هيئت موسس " صورت گيرد. اين در حالي است كه "تصويب ضوابط تأسيس مؤسسات و مراكز علمي، فرهنگي، تحقيقاتي، فرهنگستان‌ها، دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي و تصويب اساسنامه هر يك و تجديد نظر در اساسنامه‌هاي مؤسسات مشابه عنداللزوم " جزء اختيارات شوراي عالي انقلاب فرهنگي است.

*متن كامل طرح "حمايت از تاسيس و تقويت موسسات و مراكز آموزش عالي غير دولتي "

ماده واحده
اساسنامه دانشگاه و مراكز آموزش عالي غير دولتي به پيشنهاد هيات موسس و حسب مورد به تصويب شوراي گسترش وزارتخانه هاي علوم، تحقيقات و فن آوري و يا بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و تأييد شوراي عالي انقلاب فرهنگي صورت خواهد گرفت.
تبصره 2- اساسنامه دانشگاهها و مراكز آموزش عالي كه قبلا به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده است همچنان معتبر بوده است و هر گونه تغيير در آن با تصويب هيات موسس و تأييد شوراي عالي انقلاب فرهنگي صورت خواهد گرفت.
2- در مورد شهريه دانشگاهها و مراكز آموزش عالي غير دولتي كار گروهي مركب از افراد ذيل تشكيل مي‌گردد:
يك نماينده از وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري
يك نماينده از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي
يك نماينده از دانشگاه آزاد اسلامي
يك نماينده به انتخاب روساي دانشگاهها و مراكز آموزش عالي غير دولتي كه تا تصويب اين قانون تاسيس شده‌اند.
كار گروه مذكور بايد الگوي ميزان شهريه دانشگاهها و مراكز آموزش عالي را حداكثر ظرف دو ماه تهيه و جهت تصويب به هيات وزيران ارائه نمايد.
الگوي ميزان شهريه حداكثر ظرف سه ماه از تصويب اين قانون بايد به تصويب هيات وزيران برسد.
تبصره1- ميزان شهريه دانشگاهها و مراكز آموزش عالي و يا شعب تحت پوشش يك دانشگاه در كشور بر اساس معيارهايي از قبيل نسبت هيات علمي تمام وقت، به دانشجو تركيب اعضاي هيات علمي (درصد مربي، استاديار، دانشيار ، استاد) سرانه فضاي فرهنگي و ورزشي، نوع سيستم آموزشي (تمام وقت، آموزش از راه دور و يا مجازي)، نوع رشته و گروه (فني و مهندسي علوم پايه، علوم انساني، پزشكي، كشاورزي و هنر)، مكان جغرافيايي، ميزان نرخ تورم رسمي كشور و رتبه علمي در كشور، هزينه جاري، هزينه تعمير و نگهداري و هزينه‌هاي توسعه‌اي كمي و كيفي تعيين مي‌گردد.
تبصره 2- ميزان شهريه در هر دانشگاه يا مركز آموزش عالي بايد به صورتي باشد كه حداقل استانداردها و كيفيت آموزشي در آموزش عالي كشور كه مورد تأييد وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي است رعايت گردد.

*اسامي نمايندگان طراح طرح نقض مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي

اسامي نمايندگان امضاكننده طرح مذكور كه با عنوان "حمايت از تاسيس و تقويت موسسات و مراكز آموزش عالي غير دولتي " تقديم هيئت رئيسه مجلس شد، به شرح ذيل است:
1- عباسعلي نورا- نماينده زابل و زهك
2- علي اصغر يوسف‌نژاد- نماينده ساري
3- كاظم دلخوش - نماينده صومعه‌سرا
4- بهمن اخوان - نماينده مردم تفرش
5- سيدقدرت‌الله حسيني‌پور- نماينده مردم گچساران
6- قدرت‌الله عليخاني- نماينده قزوين
7- انوشيروان محسني بندپي- نماينده مردم نوشهر چالوس
8- غلامحسين مسعودي ريحان- نماينده اهر و هريس
9- يوسف نجفي- نماينده مرد مراغه
10- محمدرضا شعباني- نماينده كرمانشاه
11- جواد زماني- نماينده كنگاور
12- عليرضا منادي - نماينده مردم تبريز
13- سيد محمد سادات ابراهيمي- نماينده مردم شوشتر
14- سيدمصطفي طباطبايي‌نژاد- نماينده اردستان
15- جهانبخش محبي‌نيا- نماينده مياندوآب، شاهين‌دژ و تكاب
16- احد خيري- نماينده بستان‌آباد
17- سيدعلي موسوي جرف- نماينده آبادان
18-حميدرضا پشنگ- نماينده خاش، نصرت‌آباد، جاوه وكورين
19- حسن ملك محمدي- نماينده دامغان
20- مؤيد حسيني صدر- نماينده خوي
21- احمدعلي مقيمي - نماينده بهشهر
22- محمدعلي حياتي- نماينده فقيد لامرد و مهر
23- رضا رحماني- نماينده تبريز،آذرشهر و اسكو
24- علي‌اكبر آقايي- نماينده سلماس
25- فرهاد بشيري- نماينده پاكدشت
26- عليرضا سليمي- نماينده محلات و دليجان
27- علي كريمي فيروز جايي- نماينده بابل
28- محمد آشوري تازياني- نماينده بندرعباس،قشم ،حاجي‌آباد و ابوموسي
29- عبدالحسين ناصري- نماينده گرگان و آق‌قلا
30- سيدمحمد مهدي پورفاطمي- نماينده دشتي و تنگستان
31- سيدعلي ادياني راد- نماينده قائم شهر و جويبار
32- محمدمهدي افشاري- نماينده مردم داراب و زرين‌دشت
33- سلمان خدادادي- نماينده ملكان
34- سيدكاظم موسوي- نماينده مردم اردبيل،نير و نمين
35- سيدحسين هاشمي- نماينده ميانه
36- مراد علي منصوري رضي- نماينده راميان، آزادشهر و فندرسك

* توضيح: البته برخي از نمايندگان امضا كنندگان اين طرح بعدا اعلام ‌كردند كه با توجه به نام پرطمطراق و كلي اين طرح از ‌آن حمايت كرده‌ و بعد از اطلاع از پشت پرده آن، به منتقد جدي اين طرح تبديل شده‌اند.

روزآنلاین تصویر موسوی را حذف کرد

 پس از آنکه کارتون اخیر یکی از افراد ضدانقلاب درباره تمسخر رویکرد میرحسین موسوی باعث اعتراضات شدید در میان مخالفان جمهوری اسلامی ایران شد، سایت منتشر کننده این کاریکاتور تصمیم به حذف آن گرفت.

به گزارش شبکه ایران، "ن.ک" که چند سال است به کشور کانادا پناهنده شده و با تلویزیون دولتی آمریکا VOA و همچنین برخی سایت‌های ضدانقلاب نظیر روزآنلاین و خودنویس همکاری می‌کند، روند صدور بیانیه از سوی آقای موسوی را تمسخر کرده است.

به گزارش طلبه بلاگ، پس از انتشار این کاریکاتور، حامیان میرحسین موسوی که تاکنون دم از آزادی بیان و می‌زدند حتی توهین به مقدسات را هم امری مجاز می‌دانستند، با اعتراضات شدید خود خواستار حذف این کارتون در سایت روزآنلاین شدند.


 "ن.ک" پیش از این هم سخنان و مواضع افرادی نظیر "ع.م"، وزیر ارشاد دولت اصلاحات و "ا.ن"، طنزنویس سابق نشریات اصلاح‌طلب را مضحک خوانده بود.

شریعتمداری:چرا برخی مراجع‌عظام در برابراهانت‌های سران‌فتنه احساس ‌تکلیف نفرمودند؟!

شریعتمداری:چرا برخی مراجع‌عظام در برابراهانت‌های سران‌فتنه احساس ‌تکلیف نفرمودند؟!

شریعتمداری در مقاله ای از حمایت بدون مرزبندی برخی مراجع از سیدحسن خمینی انتقاد و عنوان کرده است، ملامت توده مردم به دلیل اعتراضشان به همنشینی سیدحسن با سران فتنه کار درستی نیست و بهتر بود که دلجویی از سیدحسن با اندرز به وی همراه شود.

نمایش عکس در اندازه واقعی
حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان، در سرمقاله امروز این روزنامه از حمایت بدون مرزبندی برخی مراجع از سیدحسن خمینی انتقاد و عنوان کرده است، ملامت توده مردم به دلیل اعتراضشان به همنشینی سیدحسن با سران فتنه کار درستی نیست و بهتر بود که دلجویی از سیدحسن با اندرز به وی همراه شود.

به گزارش نهال نیوز ، وی با اشاره به اعتراض یکپارچه عزاداران امام راحل در روز 14 خرداد به سیدحسن خمینی، عنوان کرده است: چند تن از علمای بزرگوار و مراجع عظام با صدور بیانیه و یا در جلسه درس خویش، با استناد به این که جناب سیدحسن خمینی، نوه حضرت امام است، اعتراض به ایشان را اهانت به ساحت مقدس امام راحل(ره) دانسته و محکوم کردند. حساسیت این بزرگواران نسبت به ساحت ملکوتی حضرت امام(ره) نزد همگان پسندیده و درخور تقدیر است و از حافظان اسلام، جز این انتظار نبوده و نیست که حریم مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و احیاءکننده اسلام ناب محمدی(ص) را پاس بدارند، اما، گفته اند- و حکیمانه نیز گفته اند- که «پرسیدن عیب نیست»، از این روی نگارنده اجازه می خواهد در این باره به نکاتی سؤال گونه اشاره کند و پاسخ آن را برای جبران کم دانی خود، از آن عالمان بزرگوار و فرهیخته که همواره و به حق، کانون پرسش مردم بوده اند، جویا شود.

افراد را باید با معیار حق سنجند نه حق را با معیار افراد

شریعتمداری با بیان اینکه حفظ حرمت بیت معظم حضرت امام(ره) بر همگان واجب است، نوشته است: تاکید چند تن از مراجع عظام بر ضرورت حفظ حرمت بیت امام(ره) نه فقط شنیدنی، بلکه به گوش جان خریدنی است، اما به یقین بزرگان یاد شده تصدیق می فرمایند که آنچه «حق» است، راه امام(ره) و شخص امام(ره) است، بنابراین و به فرموده حضرت امیر علیه السلام که مقتدای همه و به ویژه مراجع عظام است، افراد را باید به معیار «حق» سنجید و نه «حق» را با معیار افراد. و چنین است که در کلام خدا آمده است ان اولی الناس بابراهیم، للذین اتبعوه...

آیا این احساس و انگیزه مردم درخور ملامت است؟

مدیر مسئول روزنامه کیهان، قرار گرفتن سیدحسن خمینی در کنار سران فتنه اخیر را باعث اعتراض "توده های عظیم و دلباخته امام راحل" دانسته و اظهار داشته است که مردم "اگر به همنشینی نوه حضرت امام(ره) با دشمنان آن حضرت اعتراض نکنند، در حق امام راحل خویش جفا کرده اند. آیا این احساس و این انگیزه درخور ملامت است؟!"

لازم بود دلجویی با هشدار و اندرز به سیدحسن همراه باشد

وی دلجویی از سید حسن را شایسته و بایسته دانسته اما در عین حال اضافه کرده است: رهبر فرزانه انقلاب در بیانات مثال زدنی آن روز خویش، «باید»ها و «نباید»های خط امام(ره) را نیز به گونه ای مستند و عالمانه برشمردند و به زعم نگارنده، بیانات ایشان اگرچه روشنگری درباره راه امام(ره) را برای همگان در پی داشت و با همین منظور هم ایراد شده بود، ولی اندرزی حکیمانه در کنار آن دلجویی پدرانه نیز بود. بدیهی است دلجویی برخی عالمان بزرگوار از جناب آقای سید حسن خمینی همانگونه که خود فرموده اند به خاطر حمایت از امام راحل(ره) و بینش و منش آن حضرت بوده است و دقیقا به همین علت لازم بود این دلجویی با هشدار و اندرز به نوه محترم حضرت امام نیز همراه باشد، چرا که ایشان به دلیل همنشینی یکساله اخیر خود با دشمنان امام(ره) و عوامل نشان دار بیگانه مورد اعتراض مردم قرار گرفته بودند- و گرنه قبل از آن که مردم عبای نوه حضرت امام را به تبرک می بوسیدند- بنابراین وقتی در کنار دلجویی از وی، نسبت به مواضع غیرقابل توجیه ایشان اندرزی داده نمی شود، این دلجویی نقض غرض تلقی خواهد شد و این توهم را- که به یقین بی مورد است- پدید می آورد که برخی عالمان بزرگوار، رابطه نسبی با حضرت امام(ره) را از راه مبارک و شخص گرانقدر ایشان بااهمیت تر می دانند!

سوالی مهم از مراجع عظام

مدیر مسئول روزنامه کیهان در ادامه آورده است: چرا مراجع عظامی که اعتراض مردم به آقای سیدحسن خمینی را اهانت به حضرت امام(ره) و بیت معظم ایشان تلقی فرموده و محکوم کرده اند، در مقابل اهانت سران فتنه و حامیان آنها به ساحت مقدس حضرت امام حسین علیه السلام، حضرت صاحب الزمان- روحی له الفدا- حضرت امام(ره)، ائتلاف با منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها و مارکسیست ها علیه اسلام و انقلاب و امام(ره)، همراهی آشکار و بی پرده آنان با رژیم صهیونیستی، آمریکا، انگلیس، نفی اسلام، حمایت رسما اعلام شده آنان از تروریست هایی که عزاداران حسینی(ع) را در حسینیه شیراز به خاک و خون کشیده بودند، دروغ بزرگ تقلب در انتخابات، مقابله با جمهوریت نظام و... دهها و صدها خیانت و جنایت دیگر از این دست، سکوت فرموده و احساس خطر نکرده اند؟! و اگر احساس خطر کرده اند- که به یقین کرده اند- چرا به عنوان یک مرجع دینی برای اعلام این خطر و مقابله با فتنه گران احساس تکلیف نفرموده اند؟!

دفاع از حریم ائمه و امام(ره) با اهمیت تر است یا حمایت از نوه امام

شریعتمداری در ادامه به علت اعتراض توده مردم به سیدحسن و سوالی که در ذهن مردم ایجاد شده پرداخته است: ممکن است گفته شود نگاه مراجع عظام یاد شده به رخداد 14 خرداد و اعتراض مردم به آقای سیدحسن خمینی بوده است و ماجرای فتنه، حساب جداگانه ای دارد، که با کمال احترام و عرض پوزش باید گفت؛ اعتراض مردم به نوه حضرت امام(ره) به خاطر نشست و برخاست نزدیک و حمایت گونه ایشان با همین سران فتنه بوده است، بنابراین، وقتی این اعتراض محکوم می شود و به جنایات سران فتنه کمترین اشاره ای نمی شود، به طور طبیعی این پرسش از مراجع عظام در ذهن مردم شکل خواهد گرفت که دفاع از حریم مقدس امام حسین و امام زمان و اسلام و انقلاب و مردم مسلمان و شخص حضرت امام(ره) با اهمیت تر است یا حمایت از نوه امام راحل(ره)، آنهم در حالی که وی فقط به دلیل همراهی با سران فتنه مورد اعتراض مردم قرار گرفته است؟!

مردم در سلامت نفس، علم، تقوی و ایمان شما عزیزان، کمترین تردیدی نداراد
وی با بیان اینکه مردم در سلامت نفس، علم، تقوی و ایمان مراجع مورد نظر کمترین تردیدی ندارند و می دانند که شما مراجع عزیز و بزرگوار در گسترش فرهنگ و آموزه های اسلام ناب محمدی(ص) حق فراموش نشدنی و فراوانی بر گردن ملت داشته و دارند، نوشته است: وقتی همراهی و ائتلاف آشکار سران فتنه با دشمنان اسلام و بیگانگان غارتگر وخونریز را به وضوح می بینند، بعید نیست به غلط سکوت شما بزرگواران را در مقابل اینهمه خیانت و جنایت -نستجیربالله و خدای نخواسته- به حساب برخی ملاحظات سیاسی بنویسند! و این پرسش در ذهن آنان شکل می گیرد که کدام ملاحظه می تواند با دفاع از حریم اسلام و انقلاب برخاسته از آن برابری کند؟! کاش آقایان بزرگوار نگاهی به هزاران سایت و رسانه تصویری و صوتی دشمنان تابلودار اسلام و امام می انداختند و می دیدند که حمایت بدون مرزبندی آنان چگونه و با چه آب و تابی به حساب حمایت از اقدامات ضداسلامی و میهنی فتنه گران نوشته شده است؟! آیا با توجه به آنچه گذشت نباید در این برداشت «ناحق» به دشمن «حق»!! داد؟!

در فتنه 88 مقابله با اسلام و نظام اسلامی در دستور کار بود
شریعتمداری در پایان فتنه 88 را برخلاف آنچه عده ای در پی القای آن هستند، علیه آقای احمدی نژاد و دولت دهم ندانسته است: طراحان فتنه، به گواهی شواهد و اسناد غیرقابل تردید و اعتراف صریح خودشان، مقابله با اساس اسلام و نظام اسلامی را دنبال می کردند، و اصولا بسیار ساده اندیشانه است اگر تصور شود که همه دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها برای مقابله با رئیس جمهور و دولت وی بسیج شده باشند. برای مقابله با دولت و رئیس آن به اینهمه لشکرکشی نیازی نبوده و نیست.

معتمد آريا بالاخره ممنوع‌التصوير شد

فاطمه معتمد آريا بازيگر سينما و تلويزيون كه به‌تازگي با حضور در جشنواره كن كشف حجاب كرده بود، ممنوع‌التصوير شد.

به گزارش رجانيوز، به‌دنبال كشف حجاب معتمد آريا در جشنواره كن، شوراي نظارت بر صداوسيما در نامه‌اي به رئيس اين سازمان با استناد به بند 15-2 آيين‌نامه سياست‌ها و ضوابط ناظر بر توليد، تأمين و پخش برنامه‌ها از ضرغامي خواست كه از ادامه فعاليت وي در برنامه‌هاي سازمان جلوگيري شود.

بر اساس اين بند از آيين‌نامه، استفاده از بازيگراني كه به سوء سابقه شهرت دارند، در برنامه‌ها ممنوع است.

در واكنش به اين نامه، عزت‌الله ضرغامي رئيس سازمان صداوسيما به مرتضی میرباقری معاون سیما دستور داده است كه عين نظر شوراي نظارت اعمال شود.

اين دستور قاعدتاً پس از پايان سريال آشپزباشي اعمال مي‌شود و از فعاليت وي در برنامه‌هاي جديد جلوگيري مي‌شود.

معتمد آريا چند سال پیش نيز در حاشیه کنفرانسی درباره اوضاع اجتماعی ایران که توسط بنیاد پژوهش های ایران در ایالت مریلند آمریکا برگزار شد در مصاحبه با رادیوفردا -وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا، سیا- در اظهاراتی وقیحانه گفت: "در سال های بعد از انقلاب، پیدایش سبک جدیدی در فیلم‌‎سازی که با حذف سه عامل سکس، خشونت و شراب همراه بود، عملاً سینمای ایران را از مهم‌ترین وجوه جاذبه در سینما محروم کرد..."

وي در فیلم تبلیغاتی موسوی، سر یک میز، همراه با زهرا رهنورد و معصومه ابتکار درباره حقوق از دست رفته زنان ایرانی مطالبي عنوان كرد و بخش عمده گلايه وي اين بود كه "من اگر بخواهم تنهایی به شهرستان بروم، اجازه رفتن به هتل ندارم مگر اینکه یک مرد همراه من باشد!"

با اين حال،‌ موسوي و رهنورد به كشف حجاب وي در حاشيه جشنواره كن واكنشي نشان ندادند.

بیایید به کمپین «سیلی خوردن برای خمینی(ره)» بپیوندیم

رجانيوز / حسين سليماني: می دانم لیاقت سیلی خوردن برای خمینی را ندارم اما یک هفته است دارم اسمت را سرچ می کنم تا ببینم کجا سخنرانی داری تا وقتی سخنرانی‌ات تمام شد، ما را به توفیق سیلی خوردن برای خمینی برسانی آقای سید حسن!

اما مثل اینکه این گوگل هم هنگ کرده است و از سیلی‌های تو در دفاع از خمینی(ره) بی نصیب نمانده‌ است.

سیلی خوردن برای خمینی آن‌همه لذت دارد که آدم خودش را به آب و آتش بزند و من دارم خودم را به آب و آتش می زنم برای این سیلی آقای سید حسن!

از این گوگل گیج که نا امیده شده‌ام، می‌خواهم راه بیافتم بیایم طرف مؤسسه «سرخ کردن صورت عاشقان خمينی» آنجا بست بنشینم سر راهت بايستم بالاخره یک روز، دو روز، سه روز... گذرت به ما که می خورد، آن‌وقت تقاضا کنم که بیا و ما را هم به این لیاقت سیلی خوردن برای خمینی(ره) برسان آقای سید حسن!

سیلی اول را که زدی، می خواهم بروم ته صف تا دوباره نوبتم شود و تو ما را از این سیلی‌هایت مستفیذ بفرمایی. حاضریم برای خمینی(ره) هزارها سیلی بخوریم. قرار بود برای خمینی(ره) بمیریم، هزار سیلی که قابل خمینی(ره) را ندارد، چه سیلی‌ای می شود این سیلی از دست «سید حسن» برای دفاع از «خمینی» آقای سید حسن!

بعد از توفیق چشیدن سیلی برای خمینی(ره) از دست تو، می‌خواهیم از جلوی مؤسسه ات پیاده روی کنیم به سمت حسينیه جماران و این سیلی را با افتخار نشان خمینی(ره)، ساکن و صاحب حقیقی جماران بدهیم.

خمینی(ره) زنده است مگر ما مرده ایم که بگذاریم خمینی بمیرد، نشسته است توی ایوان جماران و دارد همه‌امان را نگاه می کند حتی تو را آقای سید حسن!

نه تو خمینی نیستی آقای سید حسن!«خمینی» حضرت روح الله بود که می گفت «تا من زنده ام نمی گذارم این مملکت به دست منافقین و لیبرال ها بیافتد» و تو آقای سید حسن با سران فتنه که دست‌شان با منافقین و لیبرال‌ها در یک کاسه است، درشام عروسی عکس یادگاری می اندازی.

نه تو خمینی نیستی آقای سید حسن! «خمینی» حضرت روح الله بود که می گفت: «من یک تار موی این کوخ نشینان را به همه کاخ نشینان عالم نمی دهم» و تو آقای سید حسن! در فتنه 88 در کنار این کاخ نشینان بودی.

نه تو خمینی نیستی آقای سید حسن!«خمینی» حضرت روح الله بود که 24 ساعته رادیو امریکا و بی‌بی‌سی انگلیس و رادیوهای غده سرطانی، انواع و اقسام ناسزاها را نصیبش می کردند و تو آقای سید حسن! چه بگویم، یک هفته است همه این شیپورچی ها دارند خودشان را برای تو می کشند!

این بوق ها برای سید حسین نوه ناخلف خمینی هم دیدی که چه کردند؟ آخرش چه شد آقای سید حسن!

می‌گویند 14 خرداد به خمینی بی‌احترامی شده است!

حرمت خمینی را هاشمی شکست که نامه بدون سلام و و السلام برای آقا نوشت و به آشوب و آتش چراغ سبز نشان داد.

حرمت خمینی را مادر فائزه شکست که در حسینیه جماران روز رأی گیری جلوی صندلی خمینی فرمان آشوب سرداد که اگر موسوی رأی نیاورد، یعنی تقلب شده است و ملت! روز شنبه به خیابان‌ها بریزید!

حرمت خمینی را خاتمی شکست که با جورج سوروس یهودی جلسه پنهانی گذاشت!

حرمت خمینی را فائزه شکست که در روزنامه اش پیام فرح پهلوی منحوس را چاپ کرد.

حرمت خمینی را کروبی شکست که خجالت نکشید جلوی 70 میلیون نفر با افتخار از رشوه 300 میلیونی شهرام جزایری گفت!

حرمت خمینی را كسي شکست که آتش زنندگان خیمه سیدالشهدا را «مردان خداجو» نامید!

حرمت خمینی را زهرا اشراقی نوه خمینی شکست که با کمال وقاحت می گوید خمینی اگر بود 180 درجه تغییر می کرد و ما می توانستیم نظرش را عوض کنیم. حرمت خمینی را زهرا اشراقی شکست که در گفتگو با سایت جماران! گفت امام اهل امر به معروف و نهی از منکر نبود و حجاب یک امر شخصی است آقای سید حسن!

حرمت خمینی را مجمع مرده روحانیون شکست که بعد از خطبه خامنه‌ای عزیز بیانیه صادر کرد و در سالروز شورش مسلحانه منافقین کوردل در 30 خرداد 1360، به میلیشیای سبزشان دستور خون و آتش داد.

حرمت خميني را سيد حسن شكست كه وصيت‌نامه پدرش سيد احمد را به رايزني با سران فتنه فروخت.

حرمت خميني را محمد علي انصاري شكست كه هر چه از دهانش درآمد نثار وزير كشور كرد و با مشت او را روانه بيمارستان كرد!

اگر بخواهم از این حرمت شکنی ها بگویم مثنوی هفتاد من خواهد بود، آقای سید حسن!

آيا اين‌ها حرمت‌شكني از خميني نبود؟ شايد برخي بخواهند سرشان را زير برف كنند و اين بي‌حرمتي‌ها را نبينند اما تاريخ بيدار است، اين بي‌حرمتي‌ها ثبت شد در تاريخ، جلوي چشم شما آقاي سيد حسن!

یاد غلام‌عباس دشتابی افتادم که 31 اردیبهشت امسال پس از 25 شبانه روز پیاده روی، برای زیارت حرم حضرت روح الله در شهرضای اصفهان کنار مزار شهید همت، خمینی از او راضی شد و غلامعباس مهمان خمینی شد در ملکوت!

می دانم اگر غلام‌عباس می دانست امسال 14 خرداد قرار است سیلی خمینی خیرات کنند، با آن گاری مدل بالایش پرواز می کرد و گاریش را کنار بنزهای ضد گلوله یاران دو پهلوی انقلاب پارک می کرد و برای خوردن سیلی از دستان تو و برای دفاع از خمینی، نفر اول صف می شد آقای سید حسن!

سیلی خوردن برای خمینی بزرگترین افتخار ماست. در مقابل آنها که برای خمینی سینه‌هایشان سوراخ سوراخ شده که چیزی نیست هنری که نکرده‌ایم. هنر را آنها تمام کردند که برای خمینی مردند؛ همت، باکری، مطهری، چمران، حاج طیب رضایی و...

سیلی برای خمینی افتخار دارد، خجالت ندارد، این را به همه دنیا می‌خواهیم اعلام کنیم سیلی برای خمینی، بزرگ‎ترین سرمایه ماست، این افتخار را می خواهیم علنی کنیم، آنچه خجالت دارد، سیلی نخوردن برای خمینی است!

به «کمپین سیلی خوردن برای خمینی» خوش آمدید؛ قبول باشد!

مطهری متوجه اشتباه خود شده است

مطهری متوجه اشتباه و موضع‌گیری عجولانه خود شد/ اگر تکرار کند اخراجش می‌کنیم

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس با اشاره به اینکه امروز در مجلس تذکرات لازم به علی مطهری داده شده است، تصریح کرد: عکس العمل و چهره مطهری نشان دهنده این بود که وی متوجه اشتباه خود شده و فهمیده که عجولانه موضعگیری کرده است.

علی بزرگواری در گفت و گو با شبکه ایران در مورد موضع گیری عجیب علی مطهری درباره عزاداران امام راحل، گفت: مطهری در جریان فتنه سال 88 نیز یکی از عواملی بود که بذر تردید را در جامعه افشاند و مواضعی اتخاذ کرد که در راستای پیروی از ولایت فقیه، به عنوان میراث ارزشمند امام راحل، نبود.

علی مطهری روز گذشته در یادداشتی ممانعت خودجوش مردم از سخنرانی سید‌حسن خمینی در حرم امام را از پیش طراحی شده خواند که شخص رئیس جمهور در آن نقش اساسی داشته است!

بزرگواری در ادامه این مصاحبه با اشاره به اینکه متاسفانه علی مطهری از عناوینی مانند فرزند شهید مطهری بودن سوءاستفاده کرده است، تصریح کرد: وی باید بداند که انقلاب متعلق به فرزند و نوه و فامیل های شخصیت های بزرگ انقلاب نیست بلکه همانگونه که امام راحل فرمودند، متعلق به توده مردم است.

بزرگواری ادامه داد: مردم ما با بصیرت و فهیم هستند و می دانند که افرادی مانند علی مطهری درصدد سوءاستفاده از رابطه نسبی خود با شهید مطهری است.

نماینده مردم کهگیلویه و بهمئی با تاکید بر اینکه موضعگیری اخیر مطهری بی جا و سخیف بود، گفت: وی می خواهد خود را مطرح کند اما به طور ناشیانه ای این کار را انجام می دهد.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس با اشاره به اینکه امروز در مجلس تذکرات لازم به علی مطهری داده شده است، تصریح کرد: عکس العمل و چهره مطهری نشان دهنده این بود که وی متوجه اشتباه خود شده و فهمیده که عجولانه موضعگیری کرده است.

بزرگواری در پایان گفت: اگر با وجود تذکرات نمایندگان علی مطهری بازهم چنین موضع گیری هایی اتخاذ کند، قطعا شایسته عضویت در فراکسیون اصولگرایان نخواهد بود.

در همین حال، محمود احمدی بیغش، عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی به ایرنا گفت: با توجه به مواضع علی مطهری تاکنون 50 نماینده در نامه ای به رئیس هیات داوری فراکسیون اصولگرایان، خواستار اخراج وی از این فراکسیون شدند.

محمد کرمی‌راد، یک عضو هیئت رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز در گفت وگو با فارس، از بررسی اظهارات اخیر علی مطهری در جلسه هیئت رئیسه کمیسیون متبوعش خبر داد.

توهین علی مطهری به مردم و رئیس جمهور!

علی مطهری در یادداشتی که در اختیارسايت حامي رضايي قرار داد نسبت به ممانعت از سخنرانی سید حسن خمینی، واکنش نشان داده و از آن بعنوان «حادثه تلخ» یاد کرده است.

مطهری با مقصر دانستن رئیس جمهور در این مراسم که اشاره به آن نمی کند گفته استکه حادثه ممانعت از سخنرانی حجت الاسلام سید حسن خمینی در مجلس سالگرد رحلت امام خمینی (ره) یک حادثه تلخ و مخالف آرمانهای انقلاب اسلامی از جمله آزادی بیان بود و البته یک حادثه از پیش طراحی شده بود که شخص رئیس جمهور در آن نقش اساسی داشت و می توان گفت از سنخ مناظره انتخاباتی ایشان بود که زمینه فتنه را فراهم کرد.

وی با توهین به رئیس جمهور مي نويسد: اگر قوه قضاییه عوامل فتنه انتخاباتی 88 یعنی آقایان موسوی، کروبی و احمدی نژاد را به طور همزمان محاکمه می کرد و مجازات هریک را به نسبت جرم آنها اعلام می نمود در 14 خرداد89 این اتفاق نمی افتاد .احمدی نژاد مانند کودک یک خانواده شده است که هرچه دیگران را اذیت می کند مورد تشویق قرار می گیرد.

وی در بخش دیگری از نوشته خود نیز با تشبیه مردم نمازگزار با سپاه عمر سعد در روز عاشورا نوشت:دآقایانی که اصرار بر شبیه سازی حوادث امروز با حوادث صدر اسلام دارند آیا صحیح می دانند که آنها و دار و دسته شان را به سپاه عمر سعد و ابن زیاد تشبیه کنیم که در روز عاشورا با ایجاد سر و صدا اجازه نمی دادند نوه پیغمبر سخن بگوید؟

برای حسن خمینی

من هنوز می گویم كه از نيمه تمام ماندن سخنان سيد حسن خميني ناراحتم. مردم مي‌توانستند بعد از دو سه دقيقه، آرام شوند و سخنان سيد حسن را گوش كنند. اگرچه معتقدم كه يك شعار، تا زماني كه مورد اقبال همه مردم نباشد، نمي‌تواند اينچنين فراگير شود. ضمنا شعارهاي مردم، واكنشي طبيعي به رفتار يك سال اخير سيد حسن بود.

احترام سيد حسن خميني و خانواده امام لازم است و حرمت آنها نبايد شكسته شود، به شرطي كه خود ايشان هم قدر و منزلت و حرمت خودشان را حفظ كنند. به عبارت ديگر، حرمت امام زاده با متولي آن است.

فرزندان امام و همچنين نواده‌هاي امام، مثل هر آدم ديگري حق دارند سليقه سياسي خودشان را داشته باشند، اما حق ندارند سليقه خود را به بهانه روابط خانوادگي، عين راه امام بدانند. فرزندان امام حتي مي‌توانند مخالف صريح راه امام باشند، اما ديگر نمي‌توانند ادعا كنند كه ما فرزند خميني هستيم!

معيار امام در چنين مواردي مشخص و قاطع است. امام هرگز انقلاب و جمهوري اسلامي را قرباني روابط خويشاوندي و خانوادگي‌اش نكرد. معيار امام، در خط انقلاب بودن افراد و اعضاي خانواده‌اش بود و معيار ما هم نظر امام و ولي‌فقيه است. چرا كه اين نصيحت امام است كه پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكتتان آسيبي نرسد. امام هرگز نگفت پشتيبان من و يا خانواده‌ام باشيد!

ولي فقيه معصوم نيست، اما اشتباهاتش مثل ديگر افراد نيست. با سازوكاري كه در قانون معين شده و شرايط و خصوصياتي كه شخص رهبري بايد داشته باشد، اشتباهات ولي فقيه به كمترين حد ممكن مي‌رسد. البته همان اشتباهات كوچك هم اصلا قابل قياس با ديگر رهبران دنياي مادي نيست. يعني ولي فقيه نمي‌تواند مثل رهبران و روساي جمهور ساير كشورها، هنرپيشه و يا عضو مافيا و يا يك آدم فاسد باشد. چون در اين صورت اصلا نمي‌تواند ولي فقيه باشد. ولي فقيه با رهبران دنيا فرق دارد، چون معيارهاي ما با آنها فرق دارد. به خاطر اطمينان امام خميني از اين معيارهاست كه به مردم سفارش مي‌كند هميشه پشتيبان ولي فقيه باشند.

حاج احمد خميني گوش به فرمان امام و ولي‌فقيه بود. سليقه و نظر شخصي خودش را داشت، اما هرگز نظر خودش را بر نظر امام ترجيح نداد. امام درباره اين خصوصيت فرزندش مي‌گويد:«او مادامي كه من از بني صدر  بواسطه بعضي مصالح جانبداري مي‌كردم، او هم گاهي طرفداري مي‌كرد و آنگاه كه من پرده را بالا زده و او را بركنار كردم، حتي يك مرتبه از او طرفداري نكرد»

اين يعني اطمينان محض به تصميم ولي فقيه و تبعيت محض از دستوراتش. اينجا مسائل خانوادگي مطرح نيست. چه بسا همان زمان، برخي ديگر از اعضاي خانواده امام، علي‌رغم نظر امام از بني‌صدر حمايت مي‌كردند! اما حاج احمد خميني پشتيبان واقعي ولي فقيه بود و نه صرفا پشتيبان پدر. بر همين اساس وقتي امام از دنيا رفت، حاج احمد به صراحت تاكيد مي‌كند «ما امروز موظف هستيم پشت سر مقام رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي حركت كنيم. هرچه ايشان گفت، گوش كنيم. اگر روزي حركت ما با حركت ولي نخواند، بدانيد كه نقص از ماست!»

يعني اينكه حاج احمد خميني ولي فقيه را فراتر از روابط خويشاوندي مي‌داند و به تصميمات ولي فقيه اطمينان كامل دارد. البته حاج احمد براي حمايتش از رهبري، شرطي قائل نمي‌شود. نمي‌گويد من تا دو سال، يا پنج سال ديگر و يا در شرايط خاصي از ولي فقيه حمايت مي‌كنم و يا نمي‌گويد اگر مشكلي پيش آمد، تقصير ولي فقيه است، مي‌گويد مطمئن باشيد نقص از ماست! حاج احمد با درك صحيح معنا و مفهوم و جايگاه ولي فقيه، تاكيد مي‌كند كه «اگر روزي از پشت سر ولي فقيه كنار رويم و اگر ولي فقيه نفوذ كلمه‌اش كم شود، چه گناه بزرگي مرتكب خواهيم شد»

حاج احمد همچنين معيار خط امام را هم فراتر از روابط فرزند و پدري و سوابق شخصي‌ خودش مي‌داند. معيار حاج احمد، ولي فقيه زمانش است. حاج احمد هرگز نمي‌گويد اگر اينچنين شد يا آنچنان شد من برمي‌گردم! او شرط وفاداري به امام و در خط امام بودن خودش را پيروي محض از ولي فقيه زمان مي‌داند «امروز همه باید متحدتر، محکم تر و قاطع تر پشت سر رهبری باشیم و نگذاریم که رهبرمان احساس تنهایی کنند. همانطور که نگذاشتید امام (ره) احساس تنهایی کند. اطاعت از خامنه ای، اطاعت از امام است. هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست. و هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از حضرت آیت الله خامنه ای است در خط امریکاست. من بعد از رحلت امام با خدا و امام عهد كرده‌ام كه كوچكترين قدمي را عليه رهبري و برخلاف رهبري و حتي خلاف ميل رهبري برندارم و اگر شما مردم هم چنين پيماني را تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينه‌ها بر آمريكا پيروز مي‌شويم»

بهانه جويان، وقتي دستشان خالي مي‌شود، به مغالطه متوسل مي‌شوند و تاريخ اين بيانات را به رخ ما مي‌كشند. غافل از آنكه حاج احمد در وصيت نامه‌اش كه آخرين موضع اوست و غيرقابل تغيير و براي هميشه، يكبار ديگر عمق ارادت خود را به ولي فقيه نشان مي‌دهد. او با شناختي كه از رهبري دارد و با وفاداري كامل به آرمان‌هاي امام، معيار عدم انحراف از خط امام را، حركت در جهت خط رهبري مي‌داند، چرا كه خط رهبري را چيزي جداي از خط امام نمي‌داند:«به حسن و برادرانش اين توصيه را مي‌نمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آن است و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام و كشور را مي‌خواهند. هرگز گرفتار تحليل‌هاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است!»

شايد به خاطر عمق ارادت حاج احمد خميني به رهبري و ولي فقيه زمانش بود كه سيد حسن خميني در مراسم تدفين پدر مي‌گويد:«خصلت دوم ايشان اين بود كه همواره به عنوان مؤيدي براي نظام، حامي براي مقام معظم رهبري و يك پشتيبان بسيار، بسيار عظيم براي ولايت فقيه بود. من شهادت مي‌دهم ايشان در اعماق جانش ولايت فقيه را پذيرفته بود. من شهادت مي‌دهم كه ايشان با تمام روحش ولايت فقيه را قبول كرده بود. من ديگر اعضاء خانواده امام را شاهد مي‌گيرم كه ايشان تمام زندگي خودش را براي ولايت فقيه و نظام مقدس اسلامي گذاشته بود. در جمله‌اي به مادر بسيار بسيار عزيزش فرموده بود: من از روزي كه خودم را شناختم تا اينك در راه آرمان‌هاي امام بودم و لحظه‌اي از اين راه سرباز نزدم.»

سيد حسن بعد از بيان اين خصوصيات دو گانه پدر (اول: گنجينه انقلاب بودن، دوم : حامي ولي فقيه بودن وي) جمله‌اي مي‌گويد كه وظيفه‌ و راه آينده‌اش را روشن مي‌كند:« گرچه اين پشتيبان بسيار بسيار عظيم از ميان ما رفته، اما اندرزهاي وي در گوش ماست و ما وظيفه داريم پرچمي كه ايشان بر دوش داشت تا آخرين لحظه بر دوش داشته باشيم. پس اگر ويژگي اول ايشان از دست رفته است و گنجينه اسرار انقلاب از ميان ما رخ بركشيده، اما ويژگي دوم، بر دوش من و شما و خانواده امام است»

به عبارت ديگر، سيد حسن به تبعيت از پدر، وظيفه خودش مي‌داند كه از ولي فقيه حمايت و پشتيباني كند…

باز هم تكرار مي‌كنم، سيد حسن و يا ديگر اعضاي خانواده امام، مي‌توانند و حق دارند سليقه سياسي خودشان را داشته باشند، اما وقتي از امام و يا از حاج احمد خميني دم مي‌زنند، معيارها مشخص است و غيرقابل تفسير. البته من هرگز ادعا نمي‌كنم كه خداي ناكرده سيد حسن عزيز، از ولي فقيه فاصله گرفته، اما احتمال مي‌دهم كه گرفتار تحليل‌هاي مختلف شده باشد!

لينك مرتبط:

چه كساني از فرزند امام انتقام گرفتند؟

الف: مبادا متن حماسه 14خرداد به حاشيه رود : در اين ميان، دلسوزي صداي آمريكا، راديو فردا، بي بي سي و ديگر رسانه ­هاي ضدانقلاب براي آقاي سيدحسن خميني و بيت امام، بسيار قابل تامل است.

فصلنامه حضور، موسسه تنظيم و نشر آثار امام، شماره دهم، ويژه چهلمين روز درگذشت حاج سيد احمد خميني

ديدار سيد حسن مصطفوي با سران فتنه

 

انتشار تصاویری از عروسی پسر محسن میردامادی که در آخرین شب اردیبهشت 89 برگزار شده است، از حضور سید حسن مصطفوي در این مراسم در کنار سران فتنه حكايت مي‌كند.

به گزارش رجانیوز، برخی سایت های ضد انقلاب حامی موسوی که در خارج از کشور مدیریت می شوند، اقدام به انتشار عکس‌هایی از این مراسم كرده‌اند که به وضوح حضور سید حسن مصطفوي در کنار موسوی، کروبی، محمدخاتميو موسوی خوئینی ها را نشان می دهد اما همزمان برخی دیگر از سایت های حامی اصلاح طلبان ترجیح داده اند با انتشار عکس های دیگری از این مراسم که حضور سید حسن مصطفوي در آن ها نشان داده نمی شود، به تصاویر منتشر شده از سران فتنه اکتفا کنند و تاکیدی بر دیدار سید حسن مصطفوي باآنها نداشته باشند.

سقوط یک خواننده

محمدرضا شجريان، هميشه برايم قابل احترام بود. علاقه من به استاد شجريان، به علاقه‌ي ذاتي‌ام به موسيقي فاخر، اصيل و سنتي ايراني برمي‌گردد. به همين دليل، هرگز خودم را به شنيدن موسيقي كوچه بازاري، باباكرمي و ساسي مانكني عادت ندادم!

از طرف ديگر، صداي شجريان و آثار او، من را به ياد روزهاي كودكي و نوجواني‌ام مي‌اندازد كه قبلا چند باري درباره‌اش نوشته‌ام.

اين علاقه شخصي باعث شده است كه در اين سال‌ها هميشه، در هر ماجرا و مساله‌اي كه يك طرف آن استاد شجريان قرار گرفته است، جانب او را بگيرم. حتي در دعوا و اختلاف بين انقلابيون و حزب‌اللهي‌ها با شجريان! با آنكه از ابتدا مي‌دانستم كه شجريان از لحاظ سياسي، انقلابي و اعتقادي شايد چندان با من و آدم‌هايي مثل من موافق نباشد، اما بنا را گذاشتم بر اينكه فرهنگ و هنر و موسيقي را وارد بازي‌هاي سياسي نكنم.

البته طرفدار «هنر براي هنر» نيستم. منظورم بازي‌هاي سياسي است نه خود سياست. هيچكس نمي‌تواند ادعا كند كه من با سياست كاري ندارم، آن كسي هم كه چنين ادعايي دارد، سرانجام علاقه‌ و شيفتگي‌اش را به سياست نشان مي‌دهد!

نوروز 74 بود كه استاد شجريان به دعوت علي لاريجاني به تلويزيون آمد. چند روز بعد روزنامه جمهوري اسلامي از لاريجاني انتقاد كرد كه «چرا صدا و سيما به جاي خانواده شهدا، از يك خواننده دعوت كرده ‌است؟!» من جانب شجريان را گرفتم. گفتم كه چرا بايد ميان ايشان و مردم و خانواده شهدا، فرق و جدايي قائل شد؟

مدتي بعد، جناب استاد، اعتراض كرد كه چرا آثار من را در جايي غيرمرتبط استفاده مي‌كنيد؟ اگر يادتان باشد آن روزها تلويزيون تازه به نماهنگ‌ سازي روي آورده بود. آهنگ «ياد ايام» شجريان را گذاشته بودند روي كليپي درباره دفاع مقدس. ياد ايامي كه در گلشن فغاني داشتيم …

اعتراض استاد را كه شنيدم، به روي خودم نياوردم، اما در دلم مي‌دانستم كه شجريان از چه چيزي ناراحت است. از اينكه آهنگ و صداي او، بر روي فيلمي درباره جنگ، شهيد و شهادت قرار گرفته! البته حقيقتا به آن كليپ هم علاقه‌اي نداشتم، اما اين مساله  براي من قابل هضم نبود كه چرا محمدرضا شجريان، لااقل در اين مورد خاص كه صدايش به ياد شهدا و به ياد رزمندگان دفاع مقدس روي فيلمي كوتاه قرار گرفته، عصباني شده است؟!

اين هم گذشت، شجريان به لاريجاني نامه نوشت و از صدا و سيما خواست كه ديگر صدايش را پخش نكنند. يكي از دلائلش اعتراض به وضعيت جاري موسيقي و رواج موسيقي لاله زاري و كوچه بازاري بود. باز هم حق را به استاد دادم. چرا كه آن سالها شاهد رواج و گسترش بي‌رويه‌ي موسيقي پاپ بوديم كه حتي صدا و سيماي ما را هم تسخير كرده بود.

اين هم گذشت، شجريان جسته و گريخته، حرف‌هايي درباره موسيقي، عدم برگزاري كنسرت در ايران و اعتراض به وضعيت موسيقي و … مي‌زد، ما هم طبق معمول جانب استاد را گرفتيم، تا اينكه …

تا اينكه «معترضان ديروز و بهانه‌جويان امروز» به خاطر يك دروغ بزرگ به خيابان آمدند. دروغي به نام تقلب و البته دروغ مضحك ديگري به نام «خس و خاشاك!» استاد عزيز ما هم كه تا پيش از اين، چندان علاقه‌اي به سياست نداشت، ناگهان پرده‌ها را كنار زد و در اعتراض به «خس و خاشاك» ناميدن خود و مردم(؟!) به خيابان آمد! با خودم گفتم: يك عده از اين جماعت كه حقيقتا اين دروغ را باور كرده‌اند، يك عده‌ي ديگر هم كه اصلا كاري به راست و دروغ بودنش ندارند، اما چهره برجسته فرهنگ و هنر اين كشور چرا؟ او هم حقيقتا نمي‌داند؟!

اين هم گذشت، مدتي بعد پاي استاد شجريان، به صداي آمريكا باز شد! يعني شبكه‌اي كه كوچكترين و ظريف‌ترين اصول حرفه‌اي و بي‌طرفي ظاهري را هم رعايت نمي‌كند. استاد عزيز موسيقي اصيل ايراني، در صداي آمريكا مجددا به دروغ خس و خاشاك اشاره كرد و آهنگ دو سال قبلش را به نام حوادث بعد از انتخابات معرفي كرد! و كم‌كم جانبداري از شجريان هم سخت‌تر ‌شد.

رسيديم به يكي دو هفته پيش. شجريان با يكي از شبكه‌هاي استراليا مصاحبه كرد و باز هم دروغ خس و خاشاك را زنده كرد. علاوه بر آن، پاي مسائل فقهي و شرعي را هم وسط كشيد و حرفهايي درباره آن زد …

تا اينجاي كار، با آنكه از شخصيت محبوبم گلايه‌هاي زيادي داشتم، اعتراضي نكردم تا اينكه نوبت به مستند بي‌بي‌سي فارسي رسيد. اين بار نوبت تلويزيون «روباه مكار» بود كه دلش به حال ايران بسوزد و اينكه چرا سرود «سپيده» مورد سوءاستفاده جمهوري اسلامي قرار گرفته است؟!

جناب استاد شجريان كه در سال 74، حتي حاضر نبود درست و حسابي جواب مجريان صداوسيماي ما را بدهد، اين بار كنار آقاي صادق صبا نشسته بود و گل مي‌گفت و گل مي‌شنيد! بماند كه درباره همين آقاي صبا كلي حرف و حديث وجود دارد، اما فرض مي‌كنيم كه آقاي شجريان هنوز يك شخصيت صد در صد فرهنگي و هنري است و كاري به مسائل سياسي و سوابق صبا و مجريان بي‌بي‌سي ندارد!

نقطه اوج اين مستند، آنجايي بود كه بحث به دوران انقلاب و اثر ماندگار «سپيده» كشيده شد. شجريان البته رك و پوست‌كنده اعتراف كرد كه هرگز انقلابي نبوده! استاد شجريان  بعد از سال‌ها، يك پرده ديگر را كنار زد و گفت كه من اين سرود را با توجه به «رستاخيز مردم ايران خوانده بودم، اما اين سرود را روي تصاوير آقاي خميني قرار داده‌اند!» (درست مثل اعتراض سابقش به قرار گرفتن «ياد ايام» روي تصاوير مربوط به دفاع مقدس!)

اينجا ديگر مي‌شود جواب همه سوالات و شبهات قبلي را گرفت. من به انقلابي بودن و نبودن شجريان كاري ندارم، اين يك مساله شخصي است؛ اما درباره انقلاب اسلامي و يا به قول ايشان رستاخيز مردمي، حرفي دارم. گويا جناب استاد، بعد از سي سال هنوز متوجه نشده‌اند كه اين انقلاب، بي‌نام خميني معنايي ندارد.

استاد گرامي! انقلابي اسلامي ما (يا به قول شما رستاخيز مردمي) مگر بدون امام خميني وجود خارجي هم دارد؟ انقلابي كه حتي كمونيست‌ها و ليبرال‌ها هم براي عقب نماندن از آن، عكس امام عزيز ما را روي دستشان بلند مي‌كردند، به امام خميني ربطي ندارد؟ شما براي كدام مردم و كدام رستاخيز مردمي، سرود «سپيده» را خوانده بوديد؟ آيا جز براي مردمي كه استقبال و بدرقه‌شان از امام خميني، ميليوني و بي‌نظير بود؟ و آيا اگر فقط تصاوير مردم وجود داشت و عكس امام نبود، مشكل شما حل مي‌شد؟! و سوال بعدي اينكه مشكل اصلي شما با كدام است؟ با صداوسيما؟ با انقلاب؟ يا با امام؟

احتمالا بعد از خواندن اين مطلب، مطابق معمول گروهي مرا متهم مي‌كنند كه «شما عادت داريد! هر كه با شما نباشد، بايد كنار گذاشته شود!»

با ما يعني چه؟ اگر منظور، جناح ما، حزب ما، باند ما، دسته ما و گروه ماست، كه من هيچ باند و دسته‌اي ندارم، اگر هم داشته باشم، كسي را به خاطر  با ما نبودن، كنار نمي‌گذارم. اما اگر منظور از اين «ما» همان انقلاب و امام است، كه قطعا نگاهم نسبت به آن شخص عوض مي‌شود. نيازي هم به ژست بي‌طرفي و روشنفكربازي ندارم.

مدتي هست كه آلبوم‌ها و كاست‌هاي شجريان را بايگاني كرده‌ام. البته ادعا نمي‌كنم كه كلكسيون من بي‌نظير است، اما قطعا كم نظير است! شايد روزي براي زنده شدن دوباره خاطراتم، بيرونشان بياورم.

خيالتان را راحت كنم، هنوز هم اگر بخواهم بهترين خواننده را در اين كره خاكي انتخاب كنم، بي‌شك انتخابم استاد شجريان است. اگر بخواهم بهترين قطعه و بهترين آثار را انتخاب كنم، مثل هميشه باز هم سراغ آثار ماندگار استاد مي‌روم، اما اگر بخواهم بين امام عزيز و همه‌ي دنيا، يكي را انتخاب كنم، قطعا همه دنيا را كنار مي‌گذارم و امام عزيزم را انتخاب مي‌كنم.

لينك هاي مرتبط:

خس و خاشاك چه كساني هستند؟

شجريان با ما بود در روستاهاي محروم ايلام

سخني با كيهان و استاد شجريان

ياد ايامي كه استادي داشتيم