عدم بینش سیاسی، از شجریان چهره‌ای به جای گذاشته كه به راحتی مورد سوءاستفاده بیگانگان قرار می گیرد.


اخیرا فیلم مستندی از یکی از کنسرتهای محمد رضا شجریان توسط شبکه بی بی سی فارسی و به تهیه کنندگی صادق صبا تهیه شده که قرار است درآستانه سالگرد انتخابات 22 خرداد ازاین شبکه پخش شود. از سوی دیگر شجریان چند روز پیش نیز در گفت و گویی با شبکه تلویزیونی استرالیا داشت که در آن گفت وگو شجریان همچنان در حمایت از فتنه گران سخنانی به زبان رانده است.شجریان که از وی بعنوان استاد صدای ایران!یاد می شود در این گفت و گو مدعی شده که حاضرم بخاطر مردم زندان هم بروم! البته وی نگفته که به چه دلیل می خواهد زندان برود ؟آیا او خود را در سطح حامیان فتنه گر و تفرقه افکنان می داند یا نه؟

مواضع و رفتارهای دو، سه سال اخیر شجریان بویژه پس ا زانتخابات دوره دهم ریاست جمهوری،برخی ازدوستداران ایشان را به شدت نگران کرده است که آیا شجریان همچنان دوست دارد در دایره نظام باقی بماند یا خیر؟.اینکه انسان فارغ از هر شغل و منصب و منزلتی، ‌نسبت به تحولات سیاسی - اجتماعی پیرامونش حساس باشد و دغدغه داشته باشد، ‌امری است پسندیده و درخور ستایش. ‌اما کیفیت بیان این دغدغه - فارغ از درستی یا نادرستی آن - امری است مهم و البته حساس.

‌اما آقای شجریان باید بداند که عرصه سیاست، ‌کمی با هنر و موسیقی و سازسازی متفاوت است. ‌برای استاد شدن در موسیقی، ‌باید هزاران اشتباه و خطا را تجربه کنی، ‌اما در سیاست شاید اولین اشتباه، ‌آخرین اشتباه باشد!

سیر دگردیسی!

بنابراین گزارش روال منطقی انحراف فكری شجریان و دگردیسی وی از سال 60 به بعد، چنین فرجامی را محتوم جلوه می‌داد.بیشتر انسان‌ها فرازی دارند و فرودی ابدی، برخی هم فرودی دارند و سپس فرازی ابدی، دسته اول بیچارگان‌اند و دسته دوم رستگاران.

كسی نیست كه اندك آشنایی با موسیقی داشته باشد و شجریان را نشاسند. اما شجریان چه بود و چه شد؟ شجریان همان كسی است كه به گفته خود در همان اوان نوجوانی و هنگامی كه در تظاهرات‌های خیابانی علیه رژیم پهلوی نقش قاری قرآن معترضان به رژیم پهلوی را بر عهده داشت و در همین دوره و در میان مردم مشهد محبوبیت فراوانی به دست آورد.

شجریان در حدود سال‌های 56 و 57 نیز به گفته خود به دلیل ابتذال در رادیو و تلویزیون، صدا و سیمای آن روز را رها كرد و از اجرای برنامه استعفا داد. اما پس از انقلاب اسلامی در سال 57 كه همه اقشار جامعه در آن حضوری فعال داشتند. بسیاری از خوانندگان پیش از انقلاب بعد از انقلاب یا پس از آن نتوانستند یا نخواستند با مردم همراه شوند و در میان چهره‌های نامدار،‌تنها 2 تن خواستند كه به این موج بپیوندند.

شجریان و ناظریان با تاثیر گرفتن از حركات انقلابی محمدرضا لطفی نوازنده تار و آهنگساز برجسته و همچنین هوشنك ابتهاج (سایه) وارد این عرصه شده و آثار انقلابی بسیاری را در این دوره خلق كردند كه "سپیده " معروف نیز محصول همین دوران است: ایران ای سرای امید، بر بامت سپیده دمید...، رزم مشترك، جانباز، میهن، برادرغرق خونه و ... نیز توسط شجریان با همكاری گروه‌های شیدا و عارف در این دوران ساخته شدند و به اینها اضافه كنید كنسرت‌های وی با استاد فرامرز پایور كه اكثرا مضمونی انقلابی داشتند كه از جمله آنها تصنیف زیبای از خون جوانان وطن لاله دمیده، بود. اما شجریان رفته رفته و آرام آرام همچون سایر مدعیان هنر درآن سالها مانند مخملباف و ...تغییر جهت می‌داد و به سویی دیگر حركت می‌كرد كاست بیداد شجریان با همراهی پرویز مشكاتیان در اوایل دهه 60 تغییر جهت نسبتاً محسوسی را در شجریان خبر می‌داد.

شجریان پس از این سال‌ها، آستان جانان، شب سكوت كویر، شب وصل، معمای هستی، دل مجنون، نوا، در خیال، خلوت گزیده، آهنگ وفا، بوی باران و چند اثر دیگر را در كنسرهای مختلف خود خواند و هر چند اكثرا در ظاهر نمایه‌ای عاشقانه و بعضا عارفانه داشتند اما همگی از یك سیر فكری آرام شجریان و بعضا عارفانه داشتند، اما همگی از یك سیر فكری آرام شجریان حكایت داشت و اختتام این سیر به آثار همچون زمستان است و فریاد غیرمنتظره نبود، از این روی می‌توان گفت كه نه تنها اقدامات اخیر محمدرضا شجریان تعجب اور نبود، بلكه روال منطقی انحراف فكری وی از سال 60 به بعد، چنین فرجامی را محتوم جلوه می‌داد.

در نهایت اینكه هر چند شجریان از صدایی زیبا برخوردار است اما عدم بینش سیاسی، از وی چهره‌ای به جای گذاشته كه به راحتی مورد سوءاستفاده بیگانگان قرار گیرد.